ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
205
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
را به مملكت خواندند كه سرتيپ فريه « 9 » از شمار آنان بود و بعدها با نوشتن كتابى دربارهء افغانستان بشهرت رسيد . با بىهدفى و بىبرنامگى دولت آن عهد ، اروپائيها درست مانند زرافهها و فيلها به اين درد مىخوردند كه به معرض نمايش گذارده شوند ؛ حقوقهاى گزاف مىگرفتند اما خدمات آنان به هيچ وجه مورد استفاده قرار نمىگرفت و بدين ترتيب سواى بعضى داستانها و لطيفهها ، ديگر خاطرهاى از ايام خدمتشان به جاى نمانده است . دكتر ارنست كلوكه « 10 » از اين قاعده مستثنى بود . وى در اثر حسن خلق و ملايمت هميشگى خود ، بخصوص در سالهاى اول اقامتش ، با فعاليتهاى علميى كه داشت از اقران خود ممتاز شد . وى كه جراح پركارى بود از طرف شاه به سمت طبيب مخصوص منصوب گرديد و حتى پس از مرگ محمد شاه كه تمام اروپائيها را به علت اينكه نانخور زيادى بودند و در اثر بيكارى به دخالت در امور و ايجاد دردسر پرداخته بودند مرخص كردند باز او را ، هرچند با اشكالتراشيهاى گوناگون ، در خدمت خود ابقا كردند . جوانان ايرانى بسيارى كه در اين دوره براى كارآموزى به پاريس رفتند ، سواى مختصرى اطلاع ناقص از زبان فرانسه ، چيزى به وطن خود به ارمغان نياوردند . آرى هنگامى كه در سال 1850 « 11 » صدراعظم وقت ميرزا تقى خان اتابك ملقب به امير نظام تصميم به تأسيس مدرسهء نظام طبق نمونهء اروپائى در تهران گرفت و خواست كه مدرسهء طب را هم به آن ضميمه كند تا در آن هم طبيب نظامى و هم طبيب عادى تربيت شود ، وضع بر اين منوال بود . بدون توجه به تجربيات تلخ گذشته و بيزارى شديد مردم نسبت به نفوذ خارجى باز وى رجاء واثق داشت كه بدون كمك گرفتن از نيروى آموزشى اروپائيان به هدف خود نخواهد رسيد . وى نادره مردى بود كه سرمشق تنها و منفرد وطنپرستى در ايران بشمار مىرفت زيرا دوام و قوام دولت ايران را صادقانه از صميم قلب خواهان بود . در واقع نيز در دورهء كوتاه زمامداريش به سامان دادن اوضاعى سخت پيچيده و درهم توفيق يافت و وضع مالى كشور را نيز منظم و مرتب ساخت ، قوم و خويشبازى را با آن مستمريهاى بسيار و مزدهاى گزاف بىحاصل محدود كرد ؛ به تجديد سازمان و تسليح قشون پرداخت ، باجگيرى از مردم را در ولايات تقليل داد و از ميزان خودسرى حكام كاست ؛ امنيت جادهها را برقرار كرد و مال مردم را محترم شمرد ، مدعيان را برجاى خود نشاند و طغيانها و قيامهائى را كه در بسيارى از ولايات آغاز شده بود سركوب كرد . او كه مىخواست جمعيت مملكت ازدياد پيدا كند ، سدى در برابر كشتار آبله ايجاد كرد و در سراسر مملكت تلقيح را برقرار ساخت ؛ دستور مبارزه با اين بيمارى را از زبان انگليسى امر به ترجمه كرد و
--> ( 9 ) . Ferrier ( 10 ) . Ernest Cloquet ( 11 ) . برابر با 1266 ه . ق . - م .